بین الملل

اوکراین میان فرانسه‌ شارل دوگل و فرانسه‌ ماکرون

جنگ اوکراین در پایان ماه پنجم خود چقدر برای اروپا و جهان سنگین است. آمریکای قمارباز می‌خواهد از طریق اروپا با روسیه مقابله کند و این ایالات متحده است که در حال حاضر رهبری، هدایت، تحریک، موظف و موظف است. آمریکا که تقابل نظامی را تشویق می کند و اروپا بدون بلند کردن صدای خود، اعتراض یا مخالفت با آنچه بر آن تحمیل شده است.

به گزارش patc، عدنان منصور، دیپلمات و سیاستمدار لبنانی که از سال 2011 تا 2014 در دولت دوم نجیب میقاتی وزیر امور خارجه بود، در مقاله ای برای روزنامه البناء نوشت: در چنین شرایطی و در ورود به یک جنگ فرسایشی پرهزینه است و نیاز به خرد و تدبیر حاکمان دارد.

اگر بریتانیا به دلایلی تصمیم بگیرد که ایالات متحده را در آغوش بگیرد و به آمریکا نزدیک تر از اروپا باشد، فرانسه که مرکز ثقل اتحادیه اروپا را تشکیل می دهد، می تواند موضع قاطعانه ای اتخاذ کند و تصمیمات آگاهانه ای اتخاذ کند تا از نظامی، اقتصادی، مالی و … جلوگیری کند. رویارویی تجاری مستقیم یا غیرمستقیم با روسیه نقش تاریخی دارد.

اما امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه تصمیم گرفت مسیری متفاوت با شخصیت تاریخی فرانسوی دوگل در پیش بگیرد.

دوگل معتقد بود که خون روس ها و فرانسوی ها در خاک اروپا همدیگر را در آغوش گرفته است و دشمنان نازی ها را نابود کرده و اروپا را از شر نازیسم آزاد می کند. شارل دوگل با آینده نگری و تفکر استراتژیک خود، روسیه را نقطه اتکای اروپا و جهان می دانست و امیدوار بود که همکاری ناتو و اوراسیا به یک اجماع برسد.

دوگل علاقه زیادی به موقعیت، نقش، حاکمیت و منافع عالی فرانسه در قاره اروپا داشت و بر استقلال تصمیمات این کشور تاکید می‌کرد و همین امر باعث شد فرانسه از شاخه نظامی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) خارج شود. به منظور برخورداری فرانسه از استقلال و قدرت نظامی بسیار زیاد.

اگر ماکرون خرد دوگل را داشت، تا کجا می‌توانست اروپا، از جمله فرانسه، را برای جلوگیری از دخالت غیرمستقیم در جنگ اوکراین با روسیه و پروتکل مینسک 2014 بین روسیه، اوکراین و سازمان امنیت و همکاری اروپا و امضای نمایندگان، سوق دهد. از میان دو جمهوری دونتسک و لوهانسک، مکرون به خوبی از توافقی که اوکراین پیروی نکرده و مکررا آن را نقض کرده است، آگاه است.

آیا فرانسه ماکرون و متحدانش قصد دارند از طریق اوکراین در برابر روسیه شکست نظامی داده و آن را تضعیف و نقش آن را تضعیف کنند؟ آیا رئیس‌جمهور فرانسه فکر می‌کند روسیه، با تاریخ نظامی غنی‌اش، هر کاری که لازم باشد برای پذیرش شکست یا تضعیف امنیت ملی انجام می‌دهد؟ اگرچه این روسیه بود که شکست های تحقیرآمیزی به ارتش ناپلئون وارد کرد و ارتش آلمان نازی را در لنینگراد (سن پترزبورگ) و استالینگراد (ولگوگراد) شکست داد و در حالی که میلیون ها نفر برای دفاع از روسیه و خاک و امنیت ملی آن جنگیدند و جان خود را از دست دادند. اما آن پیروزی بسیار گران و سنگین بود.

فرانسه به عنوان مرکز ثقل اتحادیه اروپا، در ناتو می تواند در برابر قماربازان آمریکایی شجاع باشد، او جنگ های بیشتری را تشویق می کند و در اروپا امروز قمار می کند. ماکرون می‌توانست فرانسه را به الگویی برای کشورهای اتحادیه اروپا تبدیل کند و می‌توانست شجاعانه به کشورهای اتحادیه اروپا بپیوندد و به واشنگتن بگوید که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده و متحدانش تعهد خود را مبنی بر عدم گسترش ناتو به سمت شرق به این اتحاد رها کردند.

فرانسه از اهداف و سیاست‌های بلندمدت آمریکا در قبال روسیه و برنامه‌هایش برای گسترش ناتو به روسیه آگاه است و تمام تعهدات خود در قبال روسیه در سال 1992 مبنی بر عدم گسترش ناتو در شرق را نادیده می‌گیرد.

گسترش ناتو در اروپای شرقی ادامه دارد و فرانسه تغییراتی را در اروپا تجربه می کند، در حالی که ناتو در شرق اروپا در حال گسترش است، فرانسه نیز به خوبی از هدف این گسترش و هدف فشار ایالات متحده بر اروپای شرقی آگاه است. شرق به اعماق خاک روسیه نزدیک می شود و امنیت ملی روسیه را به خطر می اندازد و ثبات آن را تضعیف می کند.

اگر فرانسه ماکرون از مشارکت در سیاست های واشنگتن در اوکراین امتناع کند چه؟

آیا فرانسه، بزرگترین کشور اروپا، نمی تواند سیاستی واقع بینانه برای سایر کشورهای اروپایی اتخاذ کند تا از وقوع حوادث در این قاره که مردم آن بهای سنگینی برای سیاست های بی پروا و قهرآمیز خود می پردازند جلوگیری کنند؟ ایالات متحده؟ اگر دوگل حضور داشت، آیا به واشنگتن اجازه می داد تا تصمیمات اروپایی را به دلخواه خود دستکاری کند و اروپا را به جنگی بکشاند که به نفعش نیست؟

دوگل مردی محتاط، دلهره، هوشیار و هوشیار بود، به سیاست ها و اهداف آمریکا در قبال کشورهای جهان اعتقادی نداشت و حق داشت که ایالات متحده همیشه به دنبال منافع خود بود، حتی در مواقعی که لازم بود دولت ها را تضعیف کند. و مللاز بین رفتن

“هرگز به دوستان یا متحدان اهمیتی ندهید”، این همان کاری است که واشنگتن با فرانسه انجام داد، که قرارداد بزرگی با استرالیا برای خرید 12 زیردریایی فرانسوی متعارف به ارزش 55 میلیارد یورو امضا کرد.

اما همدستان آمریکایی و انگلیسی به فرانسه خیانت کردند و آنها را در هم شکستند و استرالیا را مجبور کردند که قرارداد را لغو کند و زیردریایی های هسته ای را در چارچوب اتحاد نظامی بریتانیا-ایالات متحده-استرالیا به استرالیا عرضه کند.

لغو قرارداد بعداً باعث درگیری بین فرانسه و استرالیا شد و استرالیا را مجبور کرد که با فرانسه سازش کند و 585 میلیون دلار غرامت بپردازد.

فرانسه می تواند سوپاپ اطمینانی برای اروپا باشد تا اروپا به توافقات و تعهدات خود در قبال روسیه پایبند باشد و آتش جنگ را خاموش کند، اما تصمیم گرفته است که تحت مدیریت ایالات متحده در برابر دولت روسیه در پشت سر آمریکا بایستد. اروپا، اما اروپا، مانند فرانسه، تنها نتایج منفی از نظر اقتصادی، ارز و تجارت، با افزایش قیمت کالاها و کمبود شدید مواد خام برای تامین انرژی، از جمله نفت و گاز بود.

آیا شارل دوگل فرانسوی پس از گسترش ناتو در اوکراین مداخله خواهد کرد، همانطور که ماکرون اکنون پس از همه اقدامات ایالات متحده در اروپا و جهان انجام می دهد؟

حل بحران های جهانی و پرهیز از پیامدهای خطرناک و مخرب آن نیازمند رهبران، خردمندان، نه دزدان دریایی و ماجراجویان، بازرگانان سیاسی، جنگ ها، سلاح ها، پول جویان و قماربازان است.

امیدوارم مکرون خرد و شهامت دوگل را داشته باشد تا اروپا را به جایی که واشنگتن می‌خواهد برساند و جایگاه عاقلانه و شجاعانه‌ای را در تاریخ اروپا و جهان ثبت کند، اما او فرانسه و اروپا را با تکیه بر راهنمایی‌های آمریکا متحد انتخاب کرد. و موضوع باید ثابت و پیوسته باشد.

فرانسه می‌تواند اروپا را به مکان درستی که منافع ملی آن تعیین می‌کند، نه مکان اشتباهی که ایالات متحده تعیین می‌کند، بیاورد، که باعث تقویت نفوذ و هژمونی آمریکا در این قاره خواهد شد.

رئیس جمهور فرانسه و متحدانش متوجه خواهند شد که دیر یا زود این معادله و شراکت فرانسه با اروپا علیه روسیه محکوم به فنا است، اما این بار ورودی مسکو یا لنینگراد یا استالینگراد نیست، بلکه ورودی اوکراین است. ورودی دونباس، احتمالاً دورتر. . اراده! “
انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا