عمومی

تأملی بر بیانیه ۲۲۷ نماینده مجلس

بیانیه آنها هیچ ایده یا پیشرفت بدیعی نداشت و تنها باعث ناامیدی کسانی شد که به درستی یا نادرست از نمایندگان مجلس انتظار داشتند برنامه ای متفاوت از سایر کارگزاران رسمی نظام سیاسی داشته باشند.

نمایندگان شورا به عنوان نمایندگانی که با رای مردم جایگاه خود را به دست آوردند، مهم نیست که در خیابان های شهر چه اتفاقی می افتاد، نتوانستند چنین راه حلی ارائه دهند. این رفتار شاید شبیه رفتار برخی رسانه‌ها و تریبون‌های سیاسی باشد که در تمام سال‌های گذشته بذر جدایی را کاشتند؛ کینه‌ای که در سطح اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نفرت و اتهام می‌پاشند و حالا می‌گذارند «چه باید من انجام می دهم، چه باید بکنم کاسه به همه. این اقدام حتی رئیس مجلس یازدهم، «محمد باقر کلیباف» را نیز متهم به تناقض در گفتار و کردار خود کرد. وی در بیانیه پایانی خود در واکنش به اعتراضات خاطرنشان کرد که در فضای مشارکت طلبی، با توجه به مطالبات معترضان، باید مفهوم «حکمرانی جدید» اجرایی شود و اکنون با بیانیه قوی از سوی دولت مواجه است. اکثریت به پیشنهاد راه حل های متناقض نماینده.

اگر اظهارات 227 نماینده خواستار مجازات شدید معترضان و نسخه تحریف شده حوزه حکومت داری را در نظر بگیریم، می توان سایر دلالان را که رویکردی مسالمت آمیز داشته اند و نزدیک به تراشیدن یک رویکرد مسالمت آمیز بوده اند، مقایسه کرد. راه خروج درگیری بین دولت و معترضان او دو راه را برای کنترل و مدیریت وضعیت آشفته کنونی پیشنهاد می کند:

اول، کسانی که مقرر کردند به گذشته برگردند و در مواجهه با ناآرامی ها و اعتراضات، آن را با روش ها و رویه هایی که قبلا تجربه شده بود، از نو برپا کنند.

دوم، هواداران شتاب و گسترش اعتراض‌ها و توقف نسبی آن‌ها را کنترل می‌کردند، که منجر به فرصتی برای ایجاد یک موقعیت پایدار در روند یک راه‌حل پیشرفت می‌شد.

روش اول سابقه خود را در برابر همه دارد. اگر این رویکرد به ثبات دائمی منجر شود، در سال 2008 به پایان می رسد و در سال های پس از آن شاهد اعتراضی نخواهیم بود. هر اعتراضی نسبت به گذشته خشونت‌آمیزتر بود و از مجموعه‌ای از قسمت‌های خشونت‌آمیز جلوگیری می‌کرد. مشکل صاحبان این رویکرد عدم درک روشن، منطقی و واقعی از نیازهایی است که اینگونه در حال انفجار هستند. این رویکرد فاقد روانشناسی صلح و گفتگو است. صاحبان این ایده سهوا، عمدا یا تحت تأثیر تأثیرگذاران نهفته در نظام سیاسی، درهای گفتگو را می بندند. چه از سر غرور و چه از روی عمد، واقعیت هایی را که منجر به وضعیت فعلی شده است، نادیده می گیرند. این رویکرد فاقد کارایی لازم در درک، هدایت، کنترل و پیش‌بینی هر چیزی است که می‌تواند به اعاده صلح و توافق عمومی منجر شود.

رویکرد دوم اما سعی می کند با ارتباط با واقعیت فعلی و درک آنچه در جریان است، راه حلی بیابد. این رویکرد به درستی تشخیص می دهد که بازگشت به گذشته و ایجاد مجدد آن غیرممکن است. به این ترتیب، او وعده یک رویکرد «حکومتی جدید» را داد.

یورگن هابر ماس فیلسوف و جامعه شناس در این زمینه فرمولی ارائه می دهد: «زبان مشترک + میل مشترک = توافق».

رویکرد دوم دارای مشکلاتی در عملکرد است، یکی مربوط به حذف مصنوعات جریان هدایت شده، بخشی از رفتار و ویژگی های چشم انداز آن است که در خطوط بالا ذکر شد. این محصول درهای گفتگو را بسیار بسته است و پیامدهای آن در نحوه تعامل دانشجویان با مقامات دولتی دانشگاه منعکس شده است. دانشجویان به مسئولان فرصت صحبت و صحبت نمی دهند.

جنبه دیگری از مشکل عملکردی رویکرد دوم به مهارت های آغاز گفتگو و ارائه ایده های قوی در چارچوب ایجاد جو اعتماد بین طرفین مربوط می شود. رویکرد دوم با مشکل بزرگ تری مواجه است و آن رفتار و اظهارات عجیب طرفداران رویکرد اول است که به جای سوق دادن اوضاع به سمت آرامش، به تشدید فضای دوقطبی کمک کرده اند. این رفتار هر چیزی را که می تواند به یک وضعیت کنترلی و در نهایت مدیریت منجر شود به صفر می رساند.

در این دیدگاه، نظام سیاسی ابتدا باید نقش خود را در انتخاب نهایی این دو رویکرد روشن کند و در این شرایط خوب یا بد عمل کند. بیش از پنجاه روز تجربه نشان داده است که این دو مدالیته به شکلی مخرب در تعامل هستند و نتیجه آن تداوم شورش های اعتراضی است. آیا می توان فرض کرد که ۲۲۷ نماینده مجلس در بیانیه اخیر خود ایده «حکومت جدید» را پذیرفته باشند؟

6565

دکمه بازگشت به بالا