عمومی

فیلم‌هندی دهلی‌نو در چابهار – patc

در 10 سپتامبر 2000، ایران، هند و روسیه قرارداد کریدور حمل و نقل بین المللی شمال-جنوب را در سن پترزبورگ امضا کردند. این مسیر به هند اجازه می دهد تا از طریق ایران و روسیه وارد بازار اروپا شود و شعبه های مختلفی در این دو کشور دارد.

به گزارش patc، روزنامه فرهیختگان نوشت: هند از همان ابتدا علاقه زیادی به ایجاد چنین کریدورهایی داشت و در همین راستا بود که بیهاری واجپایی، نخست وزیر وقت هند، مسیر شمال-جنوب را بر اساس کنوانسیون راه اندازی کرد. او وارد تهران شد و به ایران اطمینان داد که بندر چابهار را نیز در این راستا توسعه خواهد داد. از آن زمان، هند به جای فعالیت های کلان اقتصادی، به نوعی «بازی ساده لوحانه» و سرمایه گذاری چند میلیون دلاری در چابهار پرداخته است که در مقیاسی مشابه کمی پوچ به نظر می رسد.

اگر شخصی در سالی به دنیا می آمد که نخست وزیر وقت هند، بیهاری واجپایی (بیهاری واجپایی) به تهران می رفت، اکنون 18 سال داشت و به اندازه کافی بالغ می شد که بتواند ادعاهای هندی ها را درست قضاوت کند. در حال حاضر، مانند زندگی یک بزرگسال، ایران در تعیین هند تجربه اندوخته است. دهلی یک «فیلم هندی» بالغ را با سرمایه گذاری محدود 85 میلیون دلاری و حمل چند کانتینر در چابهار راه اندازی کرده است. این تلاش‌های هند قطعا برای سرمایه‌گذاری در یک بندر معمولی کافی است، اما این رویکرد به بندر چابهار نشان می‌دهد که دهلی به سطح استراتژیک خود توجه چندانی نکرده، بلکه اهداف دیگری را در نظر گرفته است.

در 20 سال گذشته، نزدیکی هند به آمریکا و تقویت رژیم صهیونیستی در سال های اخیر به ویژه تعمیق روابط با نخست وزیر ناندلا مودی، نشان می دهد که وی و تیمش هیچ گام اساسی در توسعه چابها برنخواهند داشت. البته هند انتظار دارد بنادر توسعه یابد، زیرا مودی واردات هند از ایران را به 297 میلیون دلار در سال 2020 و تقریباً 11 میلیارد دلار در سال 2017 افزایش داده است. این به معنای کاهش 37 برابری است.

امروزه تحقیقات زیادی بر روی دلایل توسعه بندر چابهار توسط هند متمرکز شده است، اما واقعیت ها نشان می دهد که دلایل این کشور برای توسعه نیافتن این بندر قانع کننده تر است. در زیر به دلایل اصلی نادیده گرفتن هند از چابهار می پردازیم. برخی از این دلایل حاکی از آن است که دهلی نه تنها ارزشی برای روابط خود با تهران قائل نیست، بلکه ممکن است اهداف خصمانه ای را دنبال کند و به منافع ایران در بندر چابهار آسیب برساند.

هند و چهارضلعی 1 و 2

برنامه اصلی سیاست خارجی ایالات متحده مهار چین است. این هدف آنقدر برای واشنگتن مهم است که آن را در تمام جزئیات برنامه خود در نظر می گیرد. آمریکا تصمیم گرفته است با محاصره خاک چین، چین را به عنوان یک قدرت اقتصادی غیرقابل کنترل مسدود کند، زیرا پس از اینکه چین قدرت اقتصادی پکن را بیش از حد تقویت کرد، تلاش خواهد کرد تا قدرت اقتصادی خود را به حوزه های دیگری مانند نظامی منتقل کند. امنیت غرب آشیل.

چین به دنبال رویکردی چند جانبه با اروپا برای جستجوی وضعیت اقتصادی غیرقابل جایگزینی است. برخی بر این باورند که بر اساس توانایی های داخلی اروپا، توان مالی و اقتصادی اروپا از آمریکا بالاتر است، زیرا بخشی از قدرت واشنگتن ریشه در تسلط این کشور بر شبکه دلار دارد و بدون این ها، اقتصاد آمریکا بسیار کوچکتر خواهد بود. نسبت به امروز

ایالات متحده در تلاش است تا چین را از دو قوس مسدود کند تا از ورود چین به اروپا در امنیت کامل از مسیری خارج از واشنگتن جلوگیری کند. قوس اول از شمال شرق چین تا جنوب این کشور شامل کشورهایی مانند ژاپن، استرالیا و هند امتداد دارد که البته در سطح پایین تر، حمایت کشورهایی مانند کره جنوبی، فیلیپین و اندونزی وجود دارد. ایالات متحده، ژاپن، استرالیا و هند چهار کشوری هستند که از شمال شرق به جنوب به نام «چهارضلعی» کمان را پوشش می دهند. علاوه بر این، ایالات متحده به همراه هند، امارات و رژیم صهیونیستی ساختار Quad 2 را طراحی کردند که در سطح پایین تر مورد حمایت سایر متحدان واشنگتن قرار گرفت. Quad 2 بخشی از قوس شمال-جنوب غربی چین است که برای جلوگیری از ارتباط امن بین چین و اروپا طراحی شده است. البته Quad 2 نباید دقیقاً با مرزهای چین مطابقت داشته باشد، اما می تواند مسیرهای غرب چین را به هر نقطه از اروپا قطع کند. با این حال، Quad 2 خود بخشی از دیوار غربی است و بیشتر قسمت شمال غربی این دیوار توسط ترکیه به عنوان عامل اصلی ناتو در منطقه اشغال شده است. آنکارا قصد دارد با ایجاد بحران قره باغ کوهستانی و اتحاد کشورهای ترک در آسیای مرکزی با حمایت واشنگتن، منطقه را تحت کنترل ناتو درآورد.

البته Quad 2 کارکرد دیگری نیز دارد و آن ایجاد رابطه متقابل بین کشورهای منطقه و رژیم صهیونیستی است تا تمام جاده های منطقه به تل آویو ختم شود. بنابراین در کریدور جدید پیشنهادی آمریکا، کالاهای هندی وارد بنادر امارات شده و از طریق راه آهن به سواحل فلسطین اشغالی می رسد و به اروپا صادر می شود. اگر رژیم صهیونیستی به قطب مالی و اقتصادی منطقه تبدیل شود و منافع بسیاری از کشورها با تل آویو در هم تنیده شود، برخورد با صهیونیست ها برای آنها دشوار و دور از ذهن خواهد بود. در عین حال، هند کانون و نقطه مشترک سیاست آمریکا برای مهار چین است و در دو کشور چهار گوش با آمریکا وجود دارد. اگر هند در این سیاست و معادله بزرگ نقش مهمی ایفا می کند، هر حرکتی در دهلی را باید متاثر از چنین سیاست هایی دانست.

شاید برخی تصور کنند که حضور هند در بندر چابهار محاصره چین را نیز تقویت کرده است، اما این درست به نظر نمی رسد، زیرا محاصره پکن از چابهار انجام نشد، از سوی دیگر، واشنگتن بر این باور است که هم چین و هم ایران به این محاصره خواهند رسید. در همان زمان بدون درگیری محاصره شدند. استراتژی ناامیدی خود را داشته باشید.

«تحریم ها» کلید درک موضوع بین هند و چابهار است

چند ماه پس از خروج آمریکا از برهم در 18 اردیبهشت 1397 که منجر به بازگشت و تقویت تحریم‌ها علیه ایران شد، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز سه‌شنبه 15 آبان 1397 از تحریم نشدن توسعه بندر چابهار ایران خبر داد. تحریم های آمریکا در ادامه سخنان این مقام آمریکایی، برخی از تحلیلگران به اهمیت استراتژیک بندر چابهار پرداختند و تأکید کردند که حتی نگاه آمریکا به تحریم بندر چابهار نیز برخلاف منافع واشنگتن است زیرا هند را در موقعیتی برای مقابله با چین قرار می دهد. اگرچه سخنگویان وزارت امور خارجه و دیگر مقامات آمریکایی اعلام کردند که چابهار مشمول تحریم نیست و تحلیلگران به این اظهارات و مواضع خوشبین هستند، اما بندر چابهار از معافیت اعلام شده بهره ای نبرده است. توسعه بندر چابهار و ساخت کریدور شمال-جنوب نه تنها مستلزم اختصاص میلیون ها دلار از سوی هند، بلکه میلیاردها دلار سرمایه گذاری است و نمی توان انتظار گام های کوچک زیادی برای شکوفایی این بندر داشت. آن را داشته باشید.

ریشه مشکل توسعه چابهار در تحریم های آمریکا علیه ایران نهفته است. از منظر آمریکا، تحریم‌ها مؤثرترین ابزار علیه ایران است، زیرا همیشه می‌توان از آن استفاده کرد و تهران را در موقعیت بسیار دشواری قرار داد بدون اینکه هزینه زیادی برای واشنگتن داشته باشد. پاکسازی ساختار تحریم های اعمال شده علیه ایران یا زمینه سازی برای خنثی سازی، خط قرمز آمریکاست. ایران در سال 1399 حدود 38 میلیارد دلار کالا وارد کرده است. اگر با تکمیل کریدور شمال – جنوب، صدها میلیارد دلار کالا از ایران عبور کند، آیا می توان تهران را برای جلوگیری از دستیابی به منابع و کالا تحریم کرد؟

در این صورت، تحریم‌ها به ایران آسیب می‌زند، اما کریدورهای ترانزیتی می‌توانند با ترمیم بخشی از خسارات و جلوگیری از دادن امتیاز تهران به طرف مقابل، به مقاومت اقتصادی ایران کمک کنند. به همین دلیل است که ایالات متحده هرگز اجازه نخواهد داد هند به شریک اصلی ایران برای باطل کردن تحریم ها از طریق سرمایه گذاری های کلان تبدیل شود. هند با توجه به منافع کنونی و مزایای گسترده و پیچیده ای که در رابطه با ایالات متحده به دست آورده است، چنین ریسکی نخواهد کرد و اساساً شریک واشنگتن در اعمال تحریم ها علیه ایران است.

با وجود این، هند عقب نشینی برای همکاری با ایران دارد، اما حتی از این مسیرها برای برقراری روابط با تهران استفاده نکرده است. هند با همکاری آمریکا بیش از 30 برابر بیشتر از هر کشور دیگری واردات از ایران را کاهش داده است. حتی اگر هند تحریم ها را نقض کند، ایالات متحده به دهلی فشار نمی آورد زیرا نیاز به محاصره چین دارد. امتناع هند از استفاده از این فرصت برای همکاری با ایران نشان می دهد که دهلی اساساً تمایلی به توسعه و گسترش روابط با تهران ندارد.

در نتیجه

صرف نظر از چارچوب اصلی منافع هند و ساختاری که سیاست خارجی دهلی نو بر آن استوار است، کمی ساده به نظر می رسد که باور کنیم هند به دلیل برخی از مزایای کلیدی آن به توسعه چابهار علاقه مند است.

اگر هند با امارات و صهیونیست ها در جنوب خلیج فارس ائتلاف راهبردی داشته باشد، می توان گفت وظیفه ای که در حال حاضر در قالب این گروه برعهده دارد اتلاف وقت در چابهار است. تأخیر هند در چابهار فرصت‌های فراوانی را برای ایجاد کریدور از هند به خلیج فارس و رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. در این صورت، کریدور جدید دهلی-تل آویو بی نظیر خواهد بود، اما پیش فرض این است که هندی ها می توانند با تاخیر و بازی با ایران، تهران را در مورد توسعه چابهار سردرگم کنند.

مقامات تهران پیش از این به فکر آوردن هند به جای چین به چابهار بودند تا سیاست خارجی ایران را متعادل کنند، اما واقعیت نشان می دهد که این یک فرض غیرممکن است. «تعادل و کنترل هند و چین» اصولاً غیرممکن است و دهلی نو مبتنی بر اقدامات غیرارادی و غیرشفاف در چابهار است و این به حداقل منافع ایران نیست و نمی‌تواند در سیاست خارجی تعادل ایجاد کند. .

اگر ایران به جای انتظار منتظر همکاری با چین باشد، حتی اگر اولویت دوم پکن از پاکستان پیشی بگیرد، حداقل 10 میلیارد دلار سرمایه جذب خواهد کرد. از سوی دیگر، بزرگترین قدرت و انگیزه هند در شرق ایران از یک میلیارد دلار فراتر نمی رود.

به همین دلیل است که تهران در تابستان 2020 در یک مطالعه موردی هند را رها کرد و پس از تاخیری طولانی مدت در سرمایه گذاری 1.6 میلیارد دلاری در ساخت 600 کیلومتر راه آهن چابهار – زاهدان به چین تحویل داد. در سال 2016، ناندرا مودی در سفرش به تهران قول ساخت این راه آهن را داد، اما حداقل چهار سال آن تلف شد. تهران باید این اقدامات برای اخراج هندی ها از پروژه های مشترک را به استراتژی علیه دهلی تبدیل کند؛ همانطور که هند چنین تصمیمی را علیه ایران گرفت.

انتهای پیام/

دکمه بازگشت به بالا